مفاهیم مهم‌در مبانی‌گرافیک ( قسمت دوم)

مفاهیم مهم در مبانی گرافیک قسمت دوم - بلندر فارسی

مقدمه

به نام خدا و سلام خدمت همه‌ی همراهان سایت بلندر‌فارسی.
در بخش قبلی نیمی از مفاهیم مهم‌در مبانی‌گرافیک را برای شما عزیزان معرفی کردیم.
در این مقاله قصد داریم تا موارد تکمیلی را در اختیار شما قرار دهیم.
باما همراه باشید…

تکرار

واژه ای است كه معمولاً در موسيقی به كار می رود اما در هنرهاي تجسمی نيز مرسوم است. در هنر تجسمی ريتم معنايی تصويری دارد و عبارت است از تكرار، تغيير و حركت عناصر بصری در فضای تجسمی

تکرار منظم به هماهنگی خطوط، اشکال، فرم‌ها یا رنگ‌ها گفته می‌شود

ساده ترین شكل تكرار نوع خطی آن است كه از اجزای زیادی تشكیل می شود در هر حال برای این كه اجزا به طریقه ی تكرار دسته بندی شوند لازم نیست كاملا مشابه باشند آن ها ممكن است دارای یك خصیصه مشترك یا یك مخرج مشترك باشند ودر عین حال كه تك به تك منحصر به فرد هستند متعلق به یك خانواده باشند

به طور كلی تکرار به چهار دسته کلی تقسیم می‌شوند :

  • تکرار‌متناوب
  • تکرار‌تكاملی
  • تکرار‌موجی
  • تكرار یكنواخت
تکرار متناوب ، مفاهیم مهم‌در مبانی‌گرافیک
متناوب
تکرار تکاملی ، مفاهیم مهم‌در مبانی‌گرافیک
تکاملی
تکرار موجی ، مفاهیم مهم‌در مبانی‌گرافیک
موجی
تکرار یکنواخت ، مفاهیم مهم‌در مبانی‌گرافیک
یکنواخت

قاب بندی

قاب بندی ، مفاهیم مهم‌در مبانی‌گرافیک

اگر در حال ایجاد یک پوستر ، گرافیک رسانه های اجتماعی ، کارت ویزیت یا لوگو باشید
کادر بندی یک اصل مهم در طراحی است که بسیاری از طراحان و عکاسان برای ایجاد حس تعادل در طرح های خود استفاده می کنند.

سایر هنرهای تجسمی ، معمولاً از قاب بندی در عکاسی و فیلمبرداری استفاده می شود تا از نظر زیبایی بیشتر عکس را جلب کرده و توجه را به کانون اصلی جلب کند.

قاب‌بندی‌ همان‌طور که در واقعیت در مورد عکس‌ها و آثار هنری استفاده می‌شود، در طراحی‌های گرافیکی نیز برای اهمیت دادن به طراحی‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرد.

وقتی صحبت از قاب‌بندی می‌شود، معمولاً به یاد عکاسی می‌افتیم که چه چیزهایی باید در قاب عکس قرار بگیرند و چه چیزهایی قرار نگیرند؛ اما قاب‌بندی در طراحی نیز به همان اندازه مهم است.

قاببندی ، مفاهیم مهم‌در مبانی‌گرافیک

قاب‌های فیزیکی مانند قاب‌های مستطیلی بیرونی یا اجزای طراحی می‌توانند برای جلب‌توجه به اجزای خاصی از طراحی مفید باشند.

شبکه بندی

شبکه بندی ، مفاهیم مهم‌در مبانی‌گرافیک

شبکه‌بندی در یک طراحی مانند فونداسیون یک خانه است. شبکه‌بندی یک گام مهم و ابتدایی برای ساخت یک محصول نهایی مفید و زیبا است. بدین ترتیب به سازنده/طراح القا می‌شود که عناصر مهم در کجا باید قرار بگیرند و با چه چیزهایی باید هم‌راستا باشند. همچنین یک طرح کلی برای ساخت‌وساز فراهم می‌کند.
شبکه‌بندی‌ها مهم هستند؛ ولی معمولاً عناصر ناپیدایی در طراحی‌ها هستند. یک شبکه‌بندی از چند ردیف و ستون ایجاد می‌شود که عناصر طراحی در راستای آن‌ها نظم می‌یابند. شبکه‌بندی به نظم، ترتیب، خوانا و زیبا شدن طراحی‌ها کمک می‌کند. نمونه‌هایی از روش‌های مختلف شبکه‌بندی در تصاویر زیر قابل مشاهده است.

شبکه بندی در مفاهیم مهم‌در مبانی‌گرافیک


بنابراین باید از شبکه‌بندی استفاده کنید که با طراحی شما تناسب داشته باشد و کار خود را از آنجا آغاز کنید. اینک متوجه شدیم که شبکه‌بندی چیست، چگونه به نظر می‌رسد و چگونه عمل می‌کند.
تاکنون بیشتر در مورد نظم و مرتب‌سازی در طراحی صحبت کردیم. اما در مورد طراحی‌های طبیعی، خشن و تصادفی‌تر چه می‌توان گفت؟

تصادفی بودن

تصادفی بودن مفاهیم مهم‌در مبانی‌گرافیک


تصادفی بودن نقش مهمی در طراحی دارد، اما نوع خاصی از تصادفی بودن چنین وضعیتی دارد. ما این نوع را «تصادفی بودن طراحی» می‌نامیم. تفاوت بین «تصادفی بودن طراحی» و دیگر انواع تصادفی بودن در قصد و اجرا است. وقتی از تصادفی بودن در طراحی نام می‌بریم، هدف اصلی باید برقراری ارتباط باشد. این بخش از طراحی به مخاطبان چه می‌خواهد بگوید؟ آیا این گفته را به طور روشنی بیان می‌کند؟ چگونه می‌توان ارتباط قوی‌تری ایجاد کرد؟
برای نمونه نگاهی به طراحی زیر بیندازید که از نوشته به ترتیبی استفاده می‌کند که می‌توان آن را به راحتی تصادفی نامید، اما در واقع نیت و انگیزه‌ای در پس این تصادفی بودن نهفته است.

تصادفی ، مفاهیم مهم‌در مبانی‌گرافیک


توجه کنید که هر عنصر در واقع چگونه با هدف و نیت قبلی در جای خود قرار گرفته است و خطوط هدایتگر برای راهنمایی چشم در سراسر اثر مورد استفاده قرار گرفته‌اند. همچنین یک تعادل گزینشی بین رنگ ثابت، بافت و عکس‌ها وجود دارد. به طراحی زیر توجه کنید.

تصادفی بودن در مفاهیم مهم‌در مبانی‌گرافیک

این طراحی برای نمایش تصادفی بودن، از شکل‌های عجیب، بافت‌ها و تصویرسازی‌ها استفاده کرده است و همه آن‌ها به طور نامعمولی برش یافته و به روش جالبی کنار هم چیده شده‌اند.
این طراحی تصادفی به نظر می‌رسد؛ اما اگر اجزای آن را کنار هم بچینید متوجه می‌شوید که بخش‌های خاصی از طراحی هم‌راستا هستند. شکل آبی‌رنگ پایین در سمت چپ به طور کامل با شکل سبزرنگ کنارش هم‌راستا است. این طرح کمک می‌کند که چشم در بین اجزای مختلف به گردش دربیاید و حتی برخی نشانه‌های استفاده از شبکه‌بندی در کار وجود دارد. نکته‌ای که وجود دارد، این است که لازم نیست همه چیز در یک طراحی، شسته‌رفته و منظم باشد. نمایش «تصادفی بودن» و بازی کردن با طراحی‌های آوانگارد می‌تواند جذاب و بسیار سرگرم‌کننده باشد.

مطالعه بیشتر
8 علت اصلی برای استفاده از شبکه‌بندی در طراحی به همراه توضیح انواع آن

جهت‌گیری

جهت گیری ، مفاهیم مهم‌در مبانی‌گرافیک

یکی از جنبه‌های مهم بسیاری از طراحی‌ها، نحوه حرکت چشم بر روی صفحه و جهت‌گیری آن است. این جهت‌گیری، گاهی اوقات «گردش» نیز نامیده می‌شود. چشم شما در صفحه چگونه به گردش درمی‌آید؟ آیا خوانندگان دقیقاً می‌دانند که بعد از هر جزء باید به کدام جزء طراحی نگاه کنند؟ آیا جهت‌گیری که چشم آن‌ها طی می‌کند، منطقی است؟

مطالعات مختلف نشان داده‌اند که ماهیت دقیق عادت‌های حرکتی چشم ما و الگوهای چشمان ما در زمان دیدن چیزهای خاص، کاملاً مشخص است. به مطالعه ردگیری چشم زیر که از سوی گروه نیلسِن نورمن انجام یافته است توجه کنید. در این مطالعه، حرکت چشم افراد در هنگام دیدن صفحه‌های وب مورد مطالعه قرار گرفته است تا الگوی مصرف آن‌ها مشخص شود.

مطالعات ثابت کرده است که وقتی افراد با صفحه‌های وب مواجه می‌شوند، الگوی رایج برای حرکت چشم به صورت حرف E یا F است، بنابراین قرار دادن محتوای برتر در سمت چپ صفحه یا در راستای بخش فوقانی صفحه بهترین گزینه است. الگوی رایج دیگر این است که چشم شکل Z مانندی را طی می‌کند که در تصویر زیر مشخص شده است.

حرکت چشم ، مفاهیم مهم‌در مبانی‌گرافیک
الگو z
گردش ، مفاهیم مهم‌در مبانی‌گرافیک
الگو F

در مجموع ایده کلی این است که چشم با یک الگوی حرکت به طور طبیعی از گوشه چپ
و بالای صفحه به گوشه راست و پایین حرکت می‌کند.
این نظریه به وسیله نمودار گوتنبرگ به طور کامل توضیح داده می‌شود و در این
مقاله انگلیسی می‌توانید به تفصیل در مورد آن بخوانید.

البته نباید 100% سعی کنیم با این الگو طراحی کنیم؛ بلکه باید تلاش کنیم گردش و جهت‌گیری اجزای طراحی را یک به یک طوری بچینیم که با این الگو مطابقت داشته باشد.
فقط باید به خاطر داشته باشید که توجه بیننده را به بخش چپ و بالای صفحه (در طراحی‌های انگلیسی) جلب کنید و سپس از آنجا جهت‌گیری چشم وی را به سمت پایین هدایت کنید. به نمونه زیر توجه کنید که در آن استفاده متمایز و مؤثری از جهت‌گیری شده است.

این طراحی باعث می‌شود چشم به روشی بسیار سیال و طبیعی با مشاهده متن در
راستای انحناها و اشکال تصاویر هدایت شود.
تیتر و داده‌ها برای مواجه ابتدایی و به لطف رعایت سلسله‌مراتب برجسته شده‌اند و سپس چشم به سمت چپ می‌چرخد و زمانی که مقداری از اطلاعات را خواند، متوجه عکس می‌شود.

پس به طور خلاصه باید گفت که گردش و جهت‌گیری در این اثر بینندگان را تشویق می‌کند که نوشته‌ها را خوانده و در واقع مصرف کنند و به طور همزمان به عکس نیز توجه کنند.

قواعد در طراحی

این نقطه‌ای است که بین طراحان اختلاف زیادی ایجاد کرده است و آن‌ها را به دو بخش تقسیم کرده است. دسته‌ای معتقد هستند که هیچ قاعده‌ای در طراحی وجود ندارد و برخی دیگر
اعتراض می‌کنند که قواعد بسیار زیادی وجود دارند. از نظر فنی هر دو آن‌ها بر حق هستند.
در طراحی نیز همانند هر مهارت دیگری چیزهای زیادی وجود دارند که باید یاد گرفت و این یک قاعده کلی است. چیزهایی مانند این که مطمئن شوید نوشته شما خوانا است، یاد بگیرید فاصله حروف نوشته را تنظیم کنید و… . این مسائل بنیان‌های طراحی هستند، چیزهایی که به شما کمک می‌کنند، یک طراحی ابتدایی را ایجاد کنید.

مطالعه بیشتر
10 اصول کلی طراحی گرافیک (قسمت دوم)

اما همان‌طور که بسیاری از افراد استدلال می‌کنند زمانی که این قواعد را یاد گرفتید بی‌شک زمان آن رسیده است که آن‌ها را نقض کنید!
نمونه‌ی دیگری از طراحان ناقض قواعد که آثار مشهوری دارد، «دیوید کارسون» است. کارسون یک طراح آوانگارد سبک گرانج بود که برای جرایدی مانند مجله «Ray Gun» کار می‌کرد و در آنجا طراحی‌های شوکه کننده، پویا و ناقض قواعد طراحی خلق می‌کرد که حتی تا به امروز مورد ستایش هستند.

مهم‌ترین اصول اخلاقی کارسون در مورد طراحی این بود که «خوانا بودن را با توانایی انتقال پیام اشتباه نگیرید»
کارسون و دیگر طراحان که به اصول طراحی توجه چندانی نداشتند، غالباً سعی می‌کردند با نقض قواعد طراحی ایده‌های متفاوتی را به مخاطبانشان انتقال دهند.

مثلاً پوستر «میگرن» که قبلاً در مورد آن صحبت کردیم برای ایجاد یک جوک، قواعد
طراحی را در هم می‌شکست و کارسون نیز برای این که نکته اصلی مصاحبه را به خواننده
انتقال دهد، از همین تکنیک استفاده کرد.
بنابراین گرچه خوانایی اندکی به مخاطره افتاد؛ اما انتقال پیام قطعاً با مشکلی مواجه نشد. این که از قواعد تبعیت کنیم یا آن‌ها را نقض کنیم، در دنیای طراحی هرکدام جایگاهی دارند.

سعی کنید همه این وضعیت‌ها را با اندکی اغماض بنگرید و سعی کنید تا جایی که می‌توانید بیاموزید تا بدانید که در کجا باید از قواعد تبعیت کنید و کجا آن‌ها را بشکنید تا بتوانید اثر ماندگاری خلق کنید.

حرکت با استفاده از شفافیت

آبا تاکنون دیده یا شنیده‌اید که کسی بگوید یک نقاشی یا اثر هنری حرکت زیادی در خود دارد؟ ممکن است ابتدا با شنیدن این توصیف اندکی جا بخورید، چون در نهایت یک نقاشی ایستا چگونه می‌تواند حرکتی داشته باشد؟ اما حرکت بخشی از هنرهای تجسمی است که طراحی گرافیکی نیز جزو آن‌ها است.


در مصالب فوق در مورد جهت‌گیری و گردش در طراحی صحبت کردیم. این عوامل نقش مهمی در ایجاد حرکت در طراحی دارند. اگر اثر نهایی شما گردش خوبی از بالا به پایین، راست به چپ داشته باشد، باعث می‌شود که اثر شما حرکت روانی داشته باشد.
اما زمانی که بخواهیم به یکی از اجزای طراحی حرکت بدهیم چه باید بکنیم؟ مثلاً اگر یک توپ وجود داشته باشد که بخواهیم آن را در حال حرکت نشان دهیم یا گربه‌ای را ترسیم کنیم که در کنار بزرگراه پرسه می‌زند. روش‌های زیادی برای ترسیم این نوع حرکت‌ها وجود دارند و چند نمونه از آن‌ها را در ادامه معرفی می‌کنیم.


در وهله اول می‌توانیم از شفافیت استفاده کنیم. ما به اختصار توضیح دادیم که چگونه شفافیت/کدری می‌تواند باعث خلق حس حرکت در طراحی‌های شما بشود؛ اما اینک
می‌خواهیم کمی بیشتر توضیح بدهیم. لوگویی که در تصویر زیر ارائه شده است
اشکال هندسی تیزی را با شفافیت‌های مختلف بر روی هم نشان می‌دهد که شبیه حرکت بال‌های مرغ مگس‌خوار در حال پرواز است. تأثیر ساده بر هم نهادن این اجزا برای ایجاد یک صحنه مرتب و هوشمندانه از حرکت، مناسب است.

حرکت با استفاده از شفافیت ، مفاهیم مهم‌در مبانی‌گرافیک


از طریق ایجاد تأثیر تار کردن (blur) نیز می‌توان حرکت را در تصویر خلق کرد. به نمونه‌ی زیر توجه کنید که چگونه در آن از تأثیر تار کردن در لبه‌های گوشه‌های حروف برای ایجاد توهم حرکت استفاده شده است.

حرکت ، مفاهیم مهم‌در مبانی‌گرافیک


و در نهایت باید گفت که حرکت را از طریق خطوط حرکتی نیز می‌توان ایجاد کرد. این کار در کمیک‌ها و تصویرسازی‌ها متداول است. در این تصاویر وقتی می‌خواهیم نشان بدهیم یک کاراکتر در حال دویدن است یا به نرمی حرکت می‌کند، از این خطوط استفاده می‌کنیم. بنابراین با دقت به تصویرسازی‌های یک کتاب کمیک می‌بینید که خطوط حرکتی زیادی در آن وجود دارد. نمونه‌ای از آن در ادامه ارائه شده است.
در نمونه تصویر زیر از خطوط حرکتی به ظرافت بر روی کلمه «FUTURE» برای القای حس حرکت استفاده شده است. استفاده از خطوط حرکتی یک روش ظریف ولی مؤثر برای تحرک بخشیدن به یک طراحی است.

حرکت از راه شفافیت ، مفاهیم مهم‌در مبانی‌گرافیک

عمق

یک مفهوم مهم و هیجان‌انگیز در دنیای طراحی است. حتی در ساده‌ترین رسانه‌ها نیز می‌توان حسی از عمق را ایجاد کرد و این توهم را خلق نمود که طراحی در ورای بعد دوم نیز گسترش یافته است. بنابراین باید توجه کنیم که چگونه می‌توانیم توهم عمق را ایجاد کنیم. تکنیک‌های زیادی برای نشان دادن عمق در طراحی وجود دارند که چند مورد از آن‌ها را معرفی می‌کنیم.

مطالعه بیشتر
سلسله مراتب بصری در مبانی گرافیک (قسمت دوم)

نخست به متداول‌ترین تکنیک اشاره می‌کنیم که سایه‌ها هستند.
سایه‌ها ممکن است برخی اوقات دردسرساز باشند چون آن‌ها معمولاً شکل خطی ندارند
برخی اوقات کشیده می‌شوند، خم می‌شوند و مایل می‌شوند. بنابراین یک تکنیک خوب هنگام استفاده از سایه‌ها نگاه کردن به سایه‌های دنیای واقعی است. ببینید که نور چگونه با بخش‌های مختلف اشیا برخورد می‌کند و سعی کنید این حالت را شبیه‌سازی کنید.

به نمونه‌ی زیر نگاه کنید که در آن یک استفاده مؤثر از سایه برای ایجاد عمق صورت گرفته است. این پوستر برای یک کتاب، از مقدار زیادی سایه به روش‌های بسیار متفاوت و چالش‌
برانگیز اما کاملاً واقع‌گرایانه استفاده کرده است. این واقع‌گرایی به کار زیادی نیاز دارد؛ اما نتیجه آن غالباً ارزشش را دارد!

عمق ، مفاهیم مهم‌در مبانی‌گرافیک

تکنیک دیگر برهم‌نهی برخی عناصر خاص است. این کار باعث می‌شود که نمای عناصر کاهش یابد؛ اما اشیا لایه‌بندی شده تر دیده می‌شوند و گویی در لایه‌ها و سطوح متفاوتی قرار دارند. برای نمونه طراحی زیر را ببینید که در آن عناصر نمایشی مانند اجزای نوشتاری و گرافیکی روی هم قرار گرفته‌اند تا یک نمای لایه‌بندی شده با مقدار زیادی عمق ایجاد کنند.

تکنیک دیگر برای ایجاد عمق بازی کردن با پرسپکتیو است. این تکنیک غالباً باعث می‌شود که یک شی حالت 3 بعدی پیدا بکند.
با تنظیم پرسپکتیو برخی اجزای خاص می‌توان توهم بیرون زدن آن‌ها از صفحه را ایجاد کرد و بدین ترتیب عمق بی‌درنگی ایجاد کرد. برای مثال به تصویر زیر نگاه کنید.

ایجاد عمق ، مفاهیم مهم‌در مبانی‌گرافیک

این پوستر با الهام از الکترونیک، هر یک از حروف را اندکی به سمت راست خم کرده است و شکل و عمق خاصی به آن‌ها داده است. این روش ساده برای نمایش، سایه دهی و تنظیم پرسپکتیو هر جزء کمک می‌کند که یک طراحی دینامیک و جذاب ایجاد شود.

البته در سر دیگر طیف می‌توان کاری کرد که باعث کاهش عمق در طراحی شود. این یک سبک رایج است که غالباً به نام «طراحی مسطح» نامیده می‌شود.

یکی از مشهورترین کاربران تکنیک طراحی مسطح شرکت اپل است. در سپتامبر سال 2013 اپل یک سیستم‌عامل جدید معرفی کرد که در آن از طراحی کاملاً جدیدی رونمایی شد.
این طراحی گرافیکی به طور کامل همه حالت‌های عمق دار و سایه‌هایی را که باعث ایجاد عمق می‌شد را کنار گذاشته و به جای آن‌ها از آیکون‌های مسطح‌ برای برنامه‌ها و صفحه‌نمایش استفاده کرد.

کلام آخر…

در این مقاله بصورت کامل با مفاهیم مهم‌در مبانی‌گرافیک آشنا شدید با ما همراه باشید تا بتوانید با در نظر گرفتن این مفاهیم ، طرح هایی زیبا و چشمگیر خلق کنید.
از اینکه تا انتهای این مقاله همراه ما بودید کمال تشکر را داریم.

این مقاله برگرفته شده از : en.wikipedia

آیا این مقاله برای شما مفید بود؟
بله
تقریبا
خیر

مقالات مرتبط

پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *